وقتی محمد به طرف در اصلی سفارت آمریکا در خیابان طالقانی شتافت، شعارهای اللهاکبر و مرگ بر آمریکا در فضا طنین انداخت. در یک چشم به هم زدن، صدها دانشجو جلوی در سفارت تجمع کردند. چند نفر قبلا از دیوارهای سفارت بالا رفته بودند و دیگران در جلوی در سعی میکردند از زنجیرهای محافظ عبور کنند.هیچ کس، چه در داخل و چه در خیابان، نمیدانست چه چیزی در شرف وقوع است. احتمالا همه از جمله آمریکاییها، فکر میکردند این تنها یک تظاهرات معمولی دیگر است. در آن دوران تظاهرات چیزی عادی بود. تهران در اواخر سال ۱۳۵۸ هنوز در تب و تاب انقلاب اسلام بود، خیابانها به شهروندانی تعلق داشت که قیام گسترده آنها شاه منفور را از قدرت خلع کرده بود.
ناگهان در آهنی باز شد و دانشجویان که با تمام توان خود شعار میدادند به داخل هجوم آورند. محمد به یاد میآورد که در آن لحظه با خود میاندیشید: بالاخره اراده ملت ستمدیده ما پای در روز روشن نهاد.
بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور سبزوار
version beta 4.0

