پرسشی در گوشه ذهنمان است که پاسخگوی آن نیز در نهایت خودمان هستیم. پرسشی که پاسخ آن میتواند از خطوط صورت، لبخندی بسازد یا طرح اندوهی تلخ و گزنده و آمیخته به افسوس. پرسش این است سالی که دارد تحویل میشود و به بایگانی عدد عمرمان سپرده میشود، چگونه گذشت؟
خاطرات تلخ و شیرین در زمینه ذهنمان رژه میروند و ما در لابهلای این خاطرات، خود را جستجو میکنیم و نقشی که در آفریدن نقشزدن به این خاطرات تلخ یا شیرین داشتیم، نقش ما هر چه باشد، در این لحظه گذر و قدیمی شدن یکسال و آمدن یکسال دیگر، سهم ماه آهی تلخ یا لبخندی شیرین است و سهم تاریخ قضاوت ماست؛ سالی خوب یا بد؛ قضاوت خود را میکنیم و بقیه کار را به جدال حافظه با گذر زمان میسپاریم تا ببینیم فراموشی و ماندگاری با هم چه میکنند (ادامه…)